|
|
|
|
|
|
||
|
|
|
|
|
حبیب ا... فهیمی یکی از معاصران گفته است« معجزه طبیعت نا مأنوس است و طبیعت معجزۀ مأنوس» این حرف حکیمانۀ مرحوم: (ع.ص) آقای علی صفایی حایری را کسانی که کودک کنجکاو درخانه دارند وهردم از پاسخ گفتن به پرسش های فیلسوفانۀ او ناگزیر است، خوب درک می کنند. وخوب تراز آن کسانی که حیرت کودکانه در برابر اشیاء را درخانۀ جان خویش بیش وکم حفظ کرده اند. چه اینکه هرکودکی ذاتا یک فیلسوف است، یا فیلسوف انسانی است که از موهبت کودکی ذاتی یعنی داشتن حیرت وپرسش دربرابر اشیاء برخوردارا ست. دراین حرف نه فروداشت شخصیت فیلسوف منظور است ونه شعاری به نفع کودکان داده شده است، بلکه درآن نکته ای است روشن تراز آفتاب نیمروز. دربارۀ شعر وشاعری گفته اند اولین کسی که زلف افشان زیبا رویی رابه شب تار مانند کرد شاعر حقیقی است، دیگران که این تشبیه وتعبیر از او وام گرفتند مقلدان اویند وبه دیگر گفته شاعر نمایانی بیش نیستند. این امر جدی تر از شعر درفلسفه مطرح است کسی که اولین بار در برابر یک تازگی، یک تحول ویک دیگرگونی حیرت می کند وپرسش برای او پدید می آید ومسأله برای او مطرح می گردد، وپیروآن می کوشد راه حلی پیش نهد، اوفیلسوف واقعی است. واقعیت فلسفه وعظمت کار فیلسو ف درگرو پرسش های است که دربارۀ بنیادی ترین مسایل انسانی مطرح می کند، نه به جواب های که به آن می دهد، زیرا بسیار است پرسش های مرد افگن که تا هنوز جواب قطعی نیافته، چه بسا اصلا جواب نداشته باشد. ولی دیگرانی که بدون داشتن تجربۀ همانند فیلسوف پرسشهای اورا درزمینه و زمانۀ دیگر تکرار می کند بی شک مقلدانی بیش نیستند. ادامه مطلب |
||