|
|
|
|
|
اساس هر نوشته سه چیز است : الف- قالب : اندیشه در آن متجلی می شود و خیال در آن شکل می گیرد . ب- موضوع : چیزی که درباره ی آن سخن گفته می شود . ج- محتوا : نتیجه ی ترکیب صورتهای ذهنی و تخیل. موضوع نوشته ها ممکن است سه چیز باشد : 1- انسان .2- وابسته های زندگی انسان .3- طبیعت وماورای آن . نوشته های که موضوعش انسان است، انسان را از نظر روحی ، اخلاقی ، اجتماعی ، پرورشی ، تاریخی ، فلسفی ، مذهبی ، سیاسی ، عشقی ، علمی، و...بررسی می کند . نوشته های که موضوعش وابسته های زندگی انسان است از محیط ، ابزار زندگی ، کار انسان و...بحث می کند . نوشته های که موضوعش طبیعت است از آسمان ، کوه ، دشت ، دریا، گل و گیا، جنگل و درختان و... سخن می گوید و جنبه ی تخیلی دارد . موضوع هر نوشته را در قالب های مختلف می توان در آورد . تعاریف قالب ها و گونه های نوشته ، طی مقاله ای تحت عنوان « آشنایی با قالبها و گونه های بیان» از همین قلم ، در سایت وزین « کاتب هزاره » منتشر شده است ، مراجعه شود . واما محتوا ، گاهی ادبی و هنری است که مایه ی اصلی آن تخیل و عاطفه است . و گاهی ادبی و هنری نیست، بلکه بقصد بیان واقعیتی به رشته ی تحریر درمی آید . اول را ادبیات محض گویند ودوم را ادبیات غیر محض . محتوای هر نوشته : 1- به استدلال و بیان علل و نتایج پدیده ای می پردازد . 2- و کیفیت واقعه یا حادثه یا چیزی و یا شخصیتی و...را توصیف می کند . 3- برای پدیده ای ، صورتی را که دارای مشابهت ظاهری و اشتراک جزئی با آن پدیده است یاد میکند . 4- جزئیات موقعیتی را شرح می دهد . برای توانا شدن در شرح جزئیات مفاهیم ، مطالعه ی بسیار لازم است و حفظ الفاظ و معانی گسترده با پیوند یکدیگر ضرورت دارد ، تا بتوان به شرح اطلاعات و جزئیات مربوط به موضوع بهتر پرداخت واز نمونه ها و شواهد تاریخی نیکو استفاده کرد و از توصیف و تشبیه و کنایات واستعارات وسایر صناعات استفاده ی بجا نمود. پس برای توسعه ی اطلاعات در زمینه های گوناگون باید از نیروی حافظه ، تحقیق ، تتبع ، دقت نظر ، تفکر و اندیشیدن استفاده ی بهینه نمود. اما نوشته های هنری و ادبی و بطور اعم هر اثر هنری بر چهار پایه ی بنیادی استوار است: 1- پیام یا تم ( موضوع ، مبحث ، ماده و مایه ) 2- قالب ، فرم ، شکل ، ساخت . 3- محتوا . 4- تعبیر . • پیام یا تم ، مقصود ویا غرض آن اندیشه ی مرکزی و حرف اصلی هنرمند است که در محتوا و قالبی خاص به تعبیر کشیده می شود. تم یا درون مایه ، در حقیقت عنصر اصلی یک کار ادبی است واز طریق همین عنصر است که مسیر وجهت اندیشه و تفکر صاحب اثر روشن می شود. • قالب را قبلا شرح داده ایم . محتوا : مجموعه ی شاخ و برگهای است که پیرامون پیام تنیده می شود . گاهی در این قسمت پرگوئی به کار لطمه می زند و گاهی بر عکس ، اما در هر صورت ایجاز های مفید واطنابهای غیر مخل در همین زمینه کار برد دارد . در داستان نحوی وکشتیبان ، نحوی ، کشتی بان ، دریا ، نحو وشناگری وآن مکالمات ، مجموعا محتوا را تشکیل می دهد . به دیگر بیان : محتوا ، گسترده تر از مضمون است؛ زیرا هنرمند بنا دارد تا با گسترش مضمون و پیام در محتوا ، شدت تأثیر آن را بسیار افزایش دهد . غالبا هنرمندان می کوشند برای شدت بخشیدن به اثر پیام از حوادث و جریان های فرعی نیز در محتوا سود جویند ، یکی از بهترین نمونه های این کوشش « کلیله ودمنه » است . • تعبیر : عظمت کار هنری در تعبیر معین می گردد . تعبیر ، طرز برخورد ونحوه ی استفاده از موضوع محتوا و فرم به صورت هنری است. در این قسمت هنرمند طرز بر خوردش را با کل اثر و جوهر اندیشه به نمایش می گذارد . تعبیر تا حد زیادی به جهان بینی هنرمند وابسته است . تفاوت هنرمندان بیشتر در تعبیر دیده می شود. ممکن است دو نویسنده پیام و محتوای واحدی را در دو قالب مشترک بیان کنند اما آنچه آن دو را متفاوت می کند تعبیر و طرز برخورد آن دو با قضیه است . یکی از دوستان طلبه ام (حسین عظیمی شهرستانی )از زبان استاد بزرگوار آیت الله صالحی ، نقل می کرد که : مرحوم آخوند خراسانی صاحب کفایت الاصول ، با آیت الله سید محمد کاظم طباطبایی یزدی صاحب عروةالوثقی در مجلسی که باهم بوده ، صاحب کفایه به صاحب عروه می گوید: جناب شما معجزه می کنید . - چطور؟ - چون مشکل ترین و پیچیده ترین موضوع را چنان با تعبیرات ساده و روان بیان می فرمایید که همه کس می فهمد . صاحب عروه می گوید: نه جناب ، حضرت عالی معجزه می فر مایید چون مطالب ساده و پیش پا افتاده را چنان با تعبیرات مغلق و پیچیده بیان می کنید که جز افراد معدود تیز هوش کسی نمی فهمد . به نظر نگارنده هر دو بزر گوار معجزه کرده اند . دو اثر معروف ( کفایه وعروه ) آن دو نابغه ی دوران معجزه است . و واقعا هنرمند با تعبیرات و ترکیب کلمات معجزه می آ فریند . البته گاه پیش می آید که نویسنده تأملی می کند وبا درد و حسرت بخود می گوید که همه چیز قبلا نوشته شده است ، همه ی قصّه ها قبلا گفته شده است . در چنین وضعی نویسنده باید به یاد بیاورد که داستان « رو مئووژولیت ) قبلا توسط یک داستان نویس ایتالیایی نگاشته شده بود ولی بعد از او شکسپیر آن را زیباتر بیان کرد و اینکه همان قصّه را بعدها به صورت « گل رز ایرلندیایبی » و اخیرا به شکل « داستان سمت غربی » یا « داستان وست ساید» دوباره به تحریر آورده اند . عوامل اصلی خلاقیت ادبی این است که آدم خوانده ها و نوشته هایش را بگیرد ترکیب کند و از مزاوجت اینها در واقع پدیده ی تازه خلق کند . یک نکته بیش نیست غم عشق وزین عجب کز هر زبـان که می شنــوم نا مکّرر است مقاله چهار رکن دارد : 1- موضوع : ( چیزی که در باره ی آن سخن گفته می شود . ) 2- مقدمه : ( شامل تعریف کلمه ها و تذکرات چیزهای است که مربوط به موضوع است . ) 3- متن : ( بررسی جوانب موضوع ) مثلا: • نویسنده در متن ، مشابهت و اختلاف و ارتباط بین پدیده ها را تجزیه و تحلیل و بیان می کند . • موضوع مورد نظر را توجیه و تفسیر نموده دلیل وعلّت بیان می کند ، در نتیجه یاردّ یا قبول می نمایند . • موضوع را شرح و تفصیل می دهد ، اهمیت و زیانها و معایب و محاسن را و شرایط و هدف و وظیفه را بیان می کند . 4- نتیجه : که گاهی جنبه ی امری دارد ، گاهی جنبه ی خبری دارد ، گاهی تکرار موضوع است ، گاهی پاسخ کوتاه برای موضوع مقاله است که به صورت پرسشی بوده ، گاهی خلاصه ی متن است ، وگاهی هم مطلب تازه ای است که از متن استخراج می گردد . نکات و دستوراتی در باره ی نوشته : 1- چیزی برای نوشتن داشته باشیم . 2- موضوع نوشته را مشخص کنیم . 3- پیرامون موضوعی مقاله بنویسیم که مورد علاقه ی مان باشد. 4- طرح سؤال کنیم و مقاله ی بنویسیم که به سؤالها پاسخ دهد . 5- مغرور نشویم وبا یک به به گفتن اطرافیان خیال نکنیم که تمام مشکلات را پشت سر گذاشته وبه سر حد کمال رسیده ایم ، همواره ضعف مان را پیدا و برای رفع آن تلاش بیشتری نماییم . 6- قبل از شروع به نوشتن مقاله ، مواد مقاله را تهیه کنیم مواد مقاله از طریق خاطرات ، مشاهدات ، تجربیات ، مصاحبه و گفت وگو با دیگران ، خواندن و مطالعه ی بسیار و یاد داشت برداری ، مقایسه ، نتیجه گیری ، استنباط ، تفکر و تعمق و... تهیه می شود . 7- زبده ی نویسندگی دو حرف است : چشم باز و بیان ساده . باید نگاه کرد ، دید ، شنید و فهمید و آنگاه دیده و فهمیده را آسان و ساده گفت و نوشت . یکی دنیا را می نگرد و توشه نمی گیرد و دیگری از گردش کوی وبرزنی یک دنیا گفتنی می آورد. چه آن یکی ندیده و نفهمیده گذشته واین یکی برای دیدن و فهمیدن نگاه کرده و شنیده است . توماس کار لایل می گوید : شخصی که از مشاهده ی دنیا به شگفت نیاید مانند عینکی است که پشت آن چشم نباشد . در خانه یا بیرون به عزم نوشتن در چیزها و پدیده ها بدقت بنگریم و هرچه را به چشممان می آید بدون کم و کاست بنویسیم و صحنه هارا طوری تر سیم کنیم که خواننده از خواندن نوشته ی مان صحنه را بیابد . 8- برای تهیه ی مقاله بیندیشیم و گوشه گیری انتخاب کنیم . 9- تهیه کردن مقاله مانند زائیدن است که باسرعت انجام می شود گرچه همراه با درد و رنج فراوان باشد ولی رشد جنین ماهها صبر و انتظار می خواهد . 10- ولتر می نویسد : کتابها از کتابها به وجود می آید . 11- نوابغی از نویسندگان ستاره می شکنند و آفتاب می سازند . 12- یکی از ادبا ( مکاولی ) برای نوشتن یک جمله 20 کتاب را مطالعه و برای نوشتن یک سطر تو صیفی صد میل مسافرت می کرده است . 13- امروز فکر کنیم و فردا بنویسیم . دقت و اندیشه کردن که چه بگوییم بهتر است از پشیمانی خوردن که چرا گفتیم . بدون تفکر و اندیشه و بدون تحلیل و بررسی موضوعات هر چه بنویسیم قابل تجدید نظر است . 14- موضوعات کلی را محدود کنیم و وارد جزئیات شویم . جزئیات معانی را همانطور ی که در ذهن نقش می بندد به تعبیر آوریم ودر پروراندن مطالب کمال ذوق و سلیقه را به خرج دهیم . 15- وحدت عقیده و هماهنگی فکر را رعایت کنیم ودر نوشته ی ما تضاد فکر و منافات عقیده و عدم هماهنگی معانی به چشم نخورد . از آغاز تا پایان از یک هدف معین و موضوع واحد و عقیده ی واحد پیروی کنیم . 16- نوشته ی خود را با عبارات مناسب شروع وبا کیفیت خوشایند به پایان ببریم . 17- از آوردن مطالبی که ربط به موضوع ندارد گرچه به ذات خود با اهمیت باشد خودداری نماییم ، وبه تعبیر دیگر : کنترول اطلاعات و معلومات داشته باشیم . 18- مطالب را خوب دسته بندي و فصل بندی کنیم و بطوری سر هم نماییم که تسلسل منطقی آن حفظ شود . 19- اگر مقاله طولانی باشد باید آن را به چند دسته و عنوان های فرعی تقسیم وهر دسته را جدا گانه مورد بر رسی و ارزیابی قرار دهیم ودر طرح بندی مقاله دقت کامل به عمل آوریم . 20- سعی کنیم در آخر مقاله مان مطالب جالب تر و مهم تر بیاوریم تا خواننده تا آخر مقاله کشانده شود ، و همواره توجه داشته باشیم که برای که مقاله می نویسیم . 21- مقاله را کوتاه وپرمعنا بنویسیم « جود ت الکلام فی الاختصار » نیکویی کلام در اختصار است . « خیر الکلام ما قلّ و دلّ ولم یمل » یعنی بهترین کلام این است که کوتاه باشد وبر معانی زیاد دلالت کند و ملال آور نباشد. 22- در کلمات و الفاظ صرفه جویی کنیم . به قول دانشمندی : کلمات، مانند اشعه است که هرچه فشرده تر شود نفوذش بیشتر می شود. الفاظ اضافی نوشته را زشت می کند ، همانطور که تزئینات بیجا ساختمان را زشت می کند . 23- هر سخن جایی وهر نکته مکانی دارد . 24- از تطویل کلام و اطاله ی سخن و حاشیه پردازی پرهیز کنیم. 25- نویسندگی مانند طرّاحی و معماری و نقاشی است . نویسنده ی خوب هنر وذوقش در طرّاحی آ شکار می شود . خوب بریدن بهتر از خوب دوختن است . 26- جمله ها را بی عیب بسازیم . چیچرون می گوید : همانطورکه سگنهایی که خوب تراشیده اند بدون سیمان متصل می گردند ، همچنان جملاتی که کامل وبی عیب باشد خود بخود بهم پیوسته ، مقاله را به و جود می آورد . 27- وقایع را طوری تر سیم کنیم که خواننده احساس کند که در خود آن وقایع به سر می برد. 28- نوشته ی ما وقتی روی خواننده تأثیر می کند که خود شدیدا تحت تأثیر آن قرار گرفته باشیم . 29- نوشته را نا گهانی تغییر ندهیم. یعنی از اسلوبی به اسلوبی دیگر نپردازیم و هرگز از موضوع خارج نشویم. چون سبب انحراف خواننده از معنی به لفظ ویا از موضوع اصلی به مسائل حاشیه ای می شود و در نتیجه مقصود را آنطور ی که باید درک کند درک نمی کند. 30- باید کلمات معمولی را بر کلمات نا مأنوس ترجیح دهیم مگر در صورتی که با کلمات معمولی بیان مطلب غیر ممکن گردد. 31- الفاظ و عبارات زیادی در حافظه داشته باشیم ، اما از آوردن الفاظ و عبارات نا هموار و ناپسند خودداری کنیم . 32- از آوردن الفاظ و جملات نا مطبوع و رکیک و زننده و دور از فهم اجتناب نماییم . 33- از آوردن الفاظ و لغات پر تلألؤ و کلمات متعددی که یک معنا از آنها منظور باشد خود داری کنیم. 34- از دو یا چند کلمه ی هم معنی باید آنی را انتخاب نماییم که گویا تر ، زیباتر و خوشایند تر باشد. 35- از آوردن صفات متعدد وهم معنی برای مو صوف واحد اجتناب ورزیم. 36- از کلمات لبریز از حیات ، و حرکت و موسیقی استفاده کنیم . 37- از استعمال کلمات انتزاعی و مغلق و پیچیده و عبارات نا مفهوم و دور از ذهن حتّی الا مکان پر هیز نماییم . 38 – برای پیدا کردن معنا و مفهوم لغات از کتب فرهنگ کمک بگیریم . 39 از بکار بردن الفاظ و عبارات عربی و نامأنوس و غیرفارسی خودداری کنیم . 40- از بکار بردن جملات معترضه حتّی الا مکان اجتناب کنیم . 41- باید کلمات ساده و کوتاه را بر کلمات بلند وپر طمطراق ترجیح دهیم. 42 نوشته ی ما هر اندازه بی تکلف و ساده باشد به همان اندازه مقبول طبع خواننده قرار خواهد گرفت . 43- از تشبیهات ،کنایات ، استعارات وسایرصناعات استفاده ی بیجا وبی مورد ننماییم . 44- به اغراق و مبالغه گویی و گزافه سرایی نپردازیم . 45- باید از آوردن حکایات و اشعار طولانی و سرگذشت های خسته کننده خود داری کنیم. 46- بر طبق مقتضای سخن وبحسب ایجاب موضوع با آوردن اشعار مناسب و ضرب المثلهای گویا و سخنان کوتاه بزرگان و آیات و روایات نوشته ی خو درا مستدل و مستند نماییم. 47- در نقل مطالب از دیگران امانت را رعایت کنیم و حتما ذکر منبع و مأخذ کنیم. 48- کلمات را به صورت عامیانه ( گفتاری) نیاوریم . اما در جمله های که عینا از کسی نقل قول می کنیم ، اشکالی ندارد که کلمه ها را به همان صورت شکسته و عامیانه بنویسیم . 49- مطابق قواعد و اصول دستور زبان بنویسیم . اما سلامت شیوایی بیان را قربانی قواعد و اصول دستور زبان نکنیم . 50- در جمع بستن فارسی از علامت های جمع عربی استفاده نکنیم. 51- باید وحدت و هماهنگی زمان افعال را در نوشته رعایت نماییم و کلیه ی افعالی را که در یک یا چند جمله مورد استعمال است ویک زمان را افاده می کند هر گز تغییر ندهیم . 52 از تکرار افعال اضافی وبی مورد و مکرر باید خودداری کنیم . 53- باید افعال را از نظر جمع و مفرد بودن با فاعل مطابقت دهیم . اگر فاعل انسان باشد مطابقت فعل و فاعل الزامی است . واگر غیر ذوی العقول باشد مطابقت و عدم مطابقت یکسان است . 54- نوشته ی خو د را پاراگراف بندی کنیم وهر جا لازم باشد از سر سطر شروع نماییم . هر مطلب مشخص را در یک بند یا پاراگراف جای دهیم . وسعی کنیم پاراگراف ها را مانند جملات کوتاه بیاوریم تا خواننده نفسی تازه کند . • مجموعه ی چند حرف که مفهومی داشته باشند یک کلمه را تشکیل می دهند . چند کلمه که در ست تر کیب شده و مفهوم کاملی را برساند جمله را تشکیل می دهند . مجموعه ی چند جمله ی مربوط بهم که یک مطلب را یا جنبه ی خاص از مطلب مورد نظر را بررسی ، تحلیل ، تشریح یا مقایسه می کند یک بند را تشکیل می دهند و چند بند ( پارا گراف ) مربوط با یکدیگر تشکیل فصل را داده و مجموعه ی چند فصل پیوسته ومر بوط بهم ، کتاب را تشکیل می دهند . • هر بند فقط یک بار در ابتدای آن از حاشیه ی طرف راست صفحه ی کاغذ حدود یک سانتی متر تو رفتگی دارد. • هر بند فقط یک موضوع را برسی و تشریح می کند . • تا موضوع مورد نظر خوب بررسی و تشریح نشده نویسنده ی قابل بدون علّت (باصطلاح نقطه نگذاشته) سر سطر نمی رود. • جمله ی گویا و کلمات اساسی و کلیدی: اگر چند بند حاوی جملات متعددی در تعریف و تشریح یک موضوع است اما یکی از جملات آن ( که غالبا اوّلین جمله ی بند نیز می باشد ) از سایر جملات مهم تر است و بدین معنا که خود به تنهایی گویای منظور و هدفی است که نویسنده در پی تشریح آن در آن بند است، این جمله را جمله ی گویا می نامیم . ضمنا منظور و هدف اصلی از تشریح بند را غالبا می توان در یک کلمه یا یک شبه جمله پیدا کرد که به آن کلمه ی اساسی (کلیدی ) می گوییم ، این کلمه یا شبه جمله نیز اکثرا در متن جمله ی گویا قرار دارد . 55- نوشته ی خو درا نشانه گذاری کنیم . منظور از نشانه گذاری آشنایی با نشانه هایی است که به کمک آن ها خواندن و درک مطالب آسانتر می شود . 56- بعد از طی این مراحل و رعایت دستورات نویسندگی ، مقاله را پیش نویس کنیم و چند بار خود بخوانیم و نقایص وعیوبی که به نظر مان می رسد بر طرف کنیم و بطور دقیق نشانه گذاری کنیم . حضرت امام علي (ع) مي فرمايد : « اذا كتبت كتابا فاعدفيه النظر قبل ختمه فانّما تختم علي عقلك » هرگاه نامه وكتابي نوشتي پيش از آنكه آن را ختم كني دوباره در آن نظر كن ( وكلمات را بدقت بررسي نما ) زيرا كه تو عقل خود را مهر مي زني وختم مي كني . ( غرر الحكم ) 57 بعد پاک نویسی کنیم ، همیشه نوشته ی خو درا بر یک روی کاغذ و خط در میان با خط تمیز وخوانا بدون خط خوردگی پاک نویسی نماییم . 58- در اطراف کاغذ حدود سه سانتی متر حاشیه بگذاریم . 59- بعد از پاک نویسی نوشته ی خو درا نزد منتقد ببریم . 60- باید یاد بگیریم که از نامه های در زمینه ی قبول نشدن نوشته های مان برای چاپ که بدست مان می رسد برای چرک نویسی استفاده کنیم نه اینکه آنها را به عنوان سند پایان یافتن جهان تلقی کنیم ، باید شکست را قبول نماییم ولی مأیوس نشویم و کار را از نو شروع کنیم . ممکن است نویسنده ای یک نوشته اش را صدها بار باز نویسی کند ، تا اثر قابل قبول در سطح دنیا شود . 61- آخرین دستور مهم دراین مجموعه ی از دستورات اینکه : در موقع خستگی مفرط روزانه به نوشتن مقاله مبادرت نورزیم زیرا فشار های عصبی موقعیّتی برای مان نمی گذارد. ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------ منابع ومآخذ : 1- قرآن كريم . 2غرر الحكم ودررالكلم . كلمات قصار مولا امير المؤمنين علي (ع) . 3- بهشت سخن . محمدمصری. 4- هنرنوشتن ومهارتهای مقاله نویسی . دکتربهرام طوسی. 5- فارسی وآیین نگارش. سال اول دبیرستان. 6- فن نویسندگی. مهردادمهرین. 7- برسمند سخن . دکتر نادر وزین پور. 8- روشها . جوادمحدثی. 9- راهنمای نگارش وویرایش . دکترمحمد جعفر یا حقی ودكتر محمد مهدي ناصح. 10- مجله ی جوانان امروز-ش1259ص23 . 11- دفتر يادداشت های نگارنده (محمد علی برهانی شهرستانی) |
||